به نام او
ما براي آنكه ايران خانۀ خوبان شود
رنج دوران برده ايم، رنج دوران برده ايم
ما براي آنكه ايران گوهري تابان شود
خون دلها خورده ايم، خون دلها خورده ايم
امسال را در حسرت سال گذشته و امروز را از ترس فرداها سپري ميكنيم!
هر روز از خود ميپرسيم : آيا به امروزمان ميباليم؟!؟ آيا در پس امروز فردايي بهتر در راه است!؟!
آيا عزتمان ، عزت يك ايراني است؟ آيا دوست روستايي مان سرشار از اميد است؟ آيا هنوز بوي نان تازه را از خانه اش مي توان شنيد؟
سؤال ، سؤال ، سؤال ... به دنبال پاسخي هستيم ؛
پاسخي از جنس صداقت ،
با بوي اميد
و به رنگ سبز
پس :
همرا شو ؛ اي عزيز همرا شو ؛ اي عزيز كين درد مشترك ؛ هرگز جدا جدا ، درمان نميشود
1 of 1 File(s)
